بازی شب یلدای من!
دیر شده؟ گرفتار بودیم و سرمان شلوغ بود. اشکالی ندارد. دوست وبلاگی عزیزمان بهزاد خان عبدی٬ این دانشجوی زنجانی اهل دل و رایانه! ما را به دعوت نمود که ما هم لبیک گفتیم!! نکات زیر را در همین راستا به عرض میرسانم:
1. خوب است یا بد نمیدانم٬ هیچ یک از افراد فضای مجازی را٬ در جهان واقع نمیشناسم. به حساب خجالتی بودنم .... میتوانید بگذارید!
۲. تراکتور این وسیله بزرگ را با مهارت میرانم. باور کنید. دنده عقب و دنده جلو. بدون دست هم بلتــــــــــم! ولی هنوز در آرزوی راندن یک عدد موتور سیکلت هستم.
۳. در دبیرستان و راهنمایی در تیم فوتبال مدرسه بودم. برگردان و قیچی زدنم با توپ پلاستیکی دو لایه٬ حرف نداشت. ضمناً بنده در پست گلری نیز مهارت خاصی دارم! عضو تیم شنا هم بودم و در مسابقات استانی تهران ۱۷ام شدم.
۴. سیاسی نیستم ولی بدون سیاست که نمیشود زندگی کرد. در برخورد با سیاسیون فاصله امنیتی را رعایت میکنم! انتخابات اولم دوم خرداد بود. متصدی حوزه مربوطه در ابتدا حالمان را گرفت و گفت سنت قانونی نیست که ما هم خود را گم کرده و بازگشتیم! ولی رأی را دادیم بالاخره..
۵. سیگار نمیکشم ولی دوست دارم یکبار بدون خطر آن را تجربه کنم! کلا بچه مثبت هستم. پارتی هم تا حالا نرفتهام!
خوب زیاد چیز به ذهنمان رسید ولی خوب باید ۵ تا نوشت. ما هم به رسم بازی از این دوستان و عالیجنابان دعوت میکنیم: (البته نمیدانم تا حالا پرزنت شدهاند یا نه٬ به هر حال ما دعوت کردیم. نوشتنش با ایشان! ناگفته نماند که بسیار مشکل بود٬ همه دعوت شده بودند!)
بهمن هدایتی کلاشینکف دیجیتال - بابک فارسی ماسک - مطرود - تیگلاط - امیر فرشاد ابراهیمی گفتنیها
